خرید بک لینک

این روزا همه جا صحبت از کرونا
صحبت از ویروسی که زندگی و آرامش همه رو مختل کرده و همه در استرس اینکه کرونا دارن یا ندارن صبحشون رو شب میکنن.

علایم سرماخوردگی دارم و دیشب حالم یک جور غریبی بود.
یک جوری بدم رمق نداشت و احساس میکردم معلقم.
تو همون لحظات که امیرعلی و رایانم خواب بودن به این فکر میکردم که مرگ چقدر میتونه بهم نزدیک باشه.به این فک میکردم که شاید اگر کرونا داشته باشم اونم از نوع حادش و داره توم بروز میکنه تکلیف اطرافیانم چی میشه؟

به رایان چطور باید مفهوم کنم که مامان نمیشه به من نزدیک بشی و یا بیای بغلم و بعد من چطور طاقت بیارم که پسرم رو که جونم بهش بسته است نبوسم و نوازش نکنم.
دیشب به این فکر میکردم که مرگم اینطوری خیلی آروم.
البته تصورم از مرگ با این ویروس شاید به این شکل نباشه
ولی واقعا هر چی صلاح خداست همون خواهد شد.
امیدوارم عمرم به شکلی باشه که وقتی میرم پیش خدا ازم راضی باشه .

@ امیرعلی

اگر یک زمانی بنا به هر دلیلی من فوت کردم
ازت میخوام رایان رو از خانوادم دور نکنی.طوری نشه که با خانوادم ارتباط نداشته باشی یا نزاری رایان باهاشون در ارتباط باشه.
میدونی که هم رایان و هم مامان و بابام چقدر بهم وابسته هستن.
ضمن اینکه رایان حکم منو براشون داره و یقینا بودنش در جمعشون روزنه امیدی هست.

مورد بعدی رایانم هست.
دوست دارم در هر شرایطی کنارش باشی و مراقبش باشی و بچم رو پاس پاس نکنی خونه این و اون.خودت میدونی که رایان بروز نمیده که از بودن تو یک جمع راضی یا خوشحال ولی مطمپن باش تا یکی دو ساعت اوکی هست و بعد از اون بچم بی قرار دیدن پدر و مادرش هست و وقتی که دیر میریم سراغش بعدش که میبینمون کلی بهانه میگیره.
پس لطفا خودت در کنارش باش و گاهی اوقات بزارش در کنار بقیه.در نبود من به حدی روی رایان حساس باش که کسی جرات نکنه به پسرم کمتر از گل بگه.

پسرم مغرور هست ولی فوق العاده مهربون و دلش کوچیک

این وصیت من به توست برای بعد از مرگم که ممکن به هر دلیلی پیش بیاد و اگر اجرا نکنی مطمن باش حلالت نمیکنم.

برچسب: نویسنده: پندار کوشکی تاريخ: شنبه 16 فروردين 1399 ساعت: 6:56

صفحه بندی